الشيخ فاضل اللنكراني
347
اخلاق فاضل (فارسى)
حوزهء علميهء ما بايد وحدتش محفوظ بماند و از تمامى ظرفيت آن براى حمايت از مقام معظم رهبرى « 1 » - كه حافظ انسجام و وحدت ملت است - استفاده شود
--> ( 1 ) . مسألهء انتخابات مجلس خبرگان براى نظام ما مسألهاى اساسى و حياتى است . اگر ما قبلًا هم پى به ارزش اين مسألهء نبرده بوديم در جريان ارتحال حضرت امام ( ره ) ارزش آن خيلى براى ما روشن شد . اگر خبرگان نمىتوانست در همان روز اوّل يك رهبر انتخاب كند ، چه مسائلى براى نظام و انقلاب پيش مىآمد ؟ ولى خداوند متعال به اين ملت لطف و عنايت كرد و بدون اين كه چنين مسألهاى از قبل در ذهن كسى ، نه اعضاى مجلس خبرگان و نه خود مقام معظم رهبرى بوده باشد چنين تصميمى گرفته شد . شايد مسأله ، بيشتر بر محور شوراى رهبرى دور مىزد ، به طورى كه شوراى رهبرى سه نفرى يا پنج نفرى باشد و اينكه اعضاى اين شورا چه كسانى باشند ؟ و از اين گونه مسائل خيلى بحث شد ؛ امّا خداوند متعال منت نهاد و وحدت رهبرى - آن هم يك رهبرى شايسته كه راه اصلى و حافظ و ضامن بقاى انقلاب ما است - انتخاب شد كه اگر ما در آن زمان به اين مقدار شايستگى ايشان پى نبرده بوديم ، ايشان به مرور زمان و در مواقع حساس شايستگى خاصى از خودشان نشان دادند كه اين معنا را براى ما روشن كرد . مسألهء رهبرى ، اساس نظام ما است . ما نمىدانيم كه اگر در يك زمانى ، خداى ناكرده ، رهبرى غيرصحيحى در ايران پيش آيد چه بر سر انقلاب و نظام خواهد آمد ! امام بزرگوارمان در آن وصيت نامهء الهى - سياسىشان ، مخصوصاً در مورد مجلس خبرگان تأكيد كردند و مقام معظم رهبرى هم فرمودند : اصل شركت در انتخابات يك وظيفهء شرعى است . نبايد تصور كرد كه وظيفهء شرعى فقط نماز خواندن و امثال آن است ، بلكه اين مسائل هم در رابطه با اصل نظام و اسلام بوده و از موارد شرعى بسيار حساس است و جاى هيچ ترديدى نيست كه شركت در انتخابات از اهم واجبات و فرايض است . منتها با وجود اين كه نبايد در جمهورى اسلامى ايران جاى تهمت ، شايعه و سوءبرداشت باشد در كنار اين مسأله حرفها و شايعاتى - كه متأسفانه اكثرش بى اساس است - مطرح مىشود اين است كه مىبينيد به حمد الله تعالى دنيا امروز در برابر نظام شما خاضع شده است . آنهايى هم كه در زمان جنگ ، تمام تجهيزات و امكاناتشان را عليه ما به كار بردند يا خودشان از بين رفتند يا در حال ندامت و پشيمانى به سر مىبرند ؛ چرا كه خطر در آستانهء كشور خودشان قرار گرفته است . با اين كه رفقاى ما چه جامعهء مدرسين ، چه جامعهء روحانيت مبارز و حتى ديگران ، همه به من اصرار مىكردند ، من به لحاظ كسالت و مطلب ديگرى كه عرض مىكنم ، نپذيرفتم در اين دوره شركت كنم . مسألهء اول كسالت من است . از نظر طبى همين مقدار كار هم برايم صحيح نيست ، منتها من به لحاظ اين كه درس را بهترين كار متناسب با خودم مىبينم آن را در درجهء اول اهميت قرار دادهام ، به همين دليل ، قبل از اين كه اين بحثها پيش آيد به رفقا گفتم : آمادگى ندارم . مسألهء ديگر اين كه همانگونه كه مقام معظم رهبرى اشاره كردند ، مسئوليتها در جمهورى اسلامى مقام نيست ؛ لذا هر كس احساس مىكند يك پستى را بهتر اداره مىكند ، خودش بايد بپذيرد و ديگران هم بايد او را به قبول آن وادار كنند ؛ اما اگر متوجه شد نقش چندان مهمى در آن مقام ندارد ، چه ضرورتى دارد كه آن را بپذيرد ؟ من به لحاظ گرفتاريهاى متعدد درسى و بحثى و حوزه و امثال آن نمىتوانستم در هيأت رئيسهء مجلس خبرگان دخالت و عضويت داشته باشم و در كميسيونها و برخى از جلسات خبرگان قبلى شركت كنم ، احساس كردم با اين گرفتاريها و كسالتى كه فعلًا ضميمه شده ، آن طور كه بايد و شايد ، در مجلس خبرگان نقش ندارم ، اين را به صراحت مىگويم ؛ يعنى نمىتوانستم از عهدهء كارهايش برآيم ؛ لذا به اين دو علت من خودم حاضر نشدم كانديد شوم . در دو - سه ماه قبل هم كه اصلًا مسألهاى وجود نداشت با رفقايمان مطرح كرديم و بالاخره اكثر ايشان قانع شدند . اين مسأله از نظر من با آنان تمام است ؛ ولى چون اين روزها ضد و نقيضها ، شايعات ، سوءبرداشتها و مسائل مختلف ، فراوان است ، لازم ديدم اين نكته را عرض كنم كه اگر كسى از عدم كانديداتورى من سوءبرداشتى بكند يا مسألهاى را به من نسبت دهد ، عند الله مسئول است . اصل شركت در انتخابات يك مسألهء قطعى است . شما حتماً بايد در انتخابات شركت كنيد و در رابطه با شركت خود در انتخابات نه از ناحيه اين سوءبرداشت و نه از نواحى ديگر ، تزلزلى نداشته باشيد ، خود من هم ان شاء الله تعالى حتماً شركت مىكنم ، البته اينكه مىخواهيد به چه كسى رأى بدهيد ، تشخيص با خودتان است . من به كانديداى جامعه مدرسين رأى مىدهم ؛ امّا شما را الزام نمىكنم و شما آزاديد چه در اينجا و چه در غير اينجا طبق تشخيص خودتان و به هركسى كه ميل داريد رأى بدهيد . اين هم كه مىگويم به كانديداهاى جامعه مدرسين ، به اين معنا نيست كه تمام كانديداهاى جامعه در سراسر ايران ، مورد تأييد من هستند ؛ امّا در اين استان كه استان تهران است و ما بايد به پانزده نفر رأى بدهيم ، من به كانديداهاى جامعه رأى مىدهم . آن چيزى كه براى ما الى يوم القيامه ملاك است آن فرمايشاتى است كه امام و سپس مقام معظم رهبرى فرمودهاند . ( اين حاشيه از متن بيانات آيتالله العظمى فاضل لنكرانى استفاده شده است . سيرى كامل در اصول فقه ، ج 3 ، ص 490 ، درس 242 . )